اعتقادی
ولایتعهدی
ولایتعهدی بااجبار وتهدید
بااجبار وتهدیدهای فراوان ِمامون،ولایتعهدی راپذیرفت و فرمود:((قِد عَلِمَ اللهُ کَراهَتِی لِذالِکَ… .))
**ولایتعهدی؛به صورت مشروط
ولایتعهدی را به صورت مشروط پذیرفت؛به طوری که این پذیرشِ مشروط،موضعی منفی وشگفت انگیز در برابر حاکمیت تلقی می شد؛زیرا فرمود:((ولایتعهدی را به شرطی می پذیرم که کسی را به مقامی نگمارم واز کاری بر کنار نکنم .سنتی را دگرگون نسازم و از دخالت در کارهای حکومت بر کنار باشم و فقط طرف مشورت قرار گیرم.))
**چرایی پذیرش
شخصی به ایشان اعتراض کرد که:((شما اهل بیت که انسانهایی پاک ومطهرید واز ستمگران بیزارید،چرا ولایتعهدی را پذیرفتید وبه دستگاه طاغوتیِ مامون وارد شدید؟!))در پاسخ فرمود:((شان پیامبر بیشتر است یاشان جانشین پیامبر ؟))گفت:((شان پیامبر.))امام دوباره پرسید:((پادشاه مُشرک بدتر است یاپادشاه مسلمانِ فاسق؟))گفت:((پادشاه مشرک))فرمود:((آیاجُرم کسی بدتر است که خودش همکاری با دستگاه جور را درخواست کند ،یا کسی که به زور ،وادار به همکاری اش کنند؟))گفت:((جرم آن کسی که خود درخواست کند))امام رضا علیهالسلام بعد از این پاسخ ها فرمود:((یوسفِ صدیق،پیامبر بود وعزیز مصر،کافرِمشرک.حضرت یوسف علیه السلام خود تقاضا کرد که با حکومت کفر همکاری کند .قران در این زمینه،از زبان ان نبی والا مقام می فرماید:(اِجعَلنِی عَلَی خَزائِنِ الاَرضِ اِنِّی حَفِیظ عَلِیم)
(مرا به سرپرستی خزینه های سرزمین(مصر)بگمار که پاسداری دانا هستم.)(البته حضرت یوسف با این عملِ خود،میخواست مقامی را بگیرد که بتواند از ان،بهترین استفاده را بکند.)عزیز مصر کافر بود و مامون،مسلمانِ فاسق.یوسف علیه السلام پیامبر بود ومن وصیّ پیامبرم. یوسف علیه السلام پیشنهاد کرد که با حکومت همکاری کند؛ولی مرا به این کار مجبور کرده اند.))
——————
مشاهده شده در کتاب بر مدار آفتاب،محمد حسین پور امینی،ص۱۰۳-۱۰۴.