اعمال قبل از خواب
?✨ پیامبر اڪرم (ص) ؛
هرگاه بنده ای هنگام خوابش﷽
بگوید خداوند به فرشتگان می گوید
به تعداد نفس هایش تا صبح برایش
حسنه بنویسند✨
?جامع الاخبار ص۴٣
اهمیت بخشی احکام به فضای زمین
شنیدن نام قائم
♨️سوال:
?چرا هنگام شنیدن نام قائم از جا بلند می شویم آیا این بلند شدن بخاطر عملی است که امام رضا (ع) انجام داده بود؟ اما در حدیث که از امام رضا هست یعنی رفع راسه هیچ اشاره ای به این نشده است؟
✍️پاسخ:
✅برخاستن هنگام شنیدن نام قائم یک نوع عمل مستحبى است و در زمان امام صادق (علیه السلام) در میان شیعیان معمول بوده است. مرحوم محدث نوری رحمت الله علیه درباره قیام و دست گذاردن بر سر مینویسد: این نوع قیام تعظیم در هنگام ذکر لقب مخصوص حضرت حجت(عجل الله تعالی فرجه الشریف)، از قدیم الأیام در میان تمام شیعیان؛ اعم از عرب و عجم و ترک و دیلم، در تمام شهرها و کشورها؛ ب مرسوم بوده است.
امام صادق (علیه السلام) در حکمت این امر فرموده اند: «غیبت ایشان طولانی است و چون رأفت امام به کسانی که دوستش دارند، زیاد است، هرکس او را به این لقب ـ که اشاره به دولت ایشان دارد و حسرت بر غربت ایشان را میرساند ـ یاد کند، امام به او نظر میکند و از جمله چیزهایی که نشان تعظیم است، برخاستن بنده هنگام نگاه کردن مولا به او است.1
در روایتی که مربوط به امام رضا علیه السلام است، عبارت رفع راسه برای نام قائم نیست بلکه وقتی شاعری نزد امام شعر خواند حضرت سرش پایین بود وقتی شعرش نزد امام تمام شد ، حضرت سرش را بالا گرفت و برای او دعا کرد.
ولی در جایی دیگر نقل شده است که امام رضا (علیه السلام) وقتی نام مقدس حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را شنیدند؛ قیام نمودند و دست بر سر نهاده و فرمودند: «اللهم عجّل فرجه و سهّل مخرجه»2
پی نوشت ها:
1 منتخب الاثر، ص۶۴۱٫
2 الزام الناصب ، ج1، ص: 24
تنها راه خلاصی از گرفتاریها
?آیت الله بهجت(ره):
راه خلاص از گرفتاریها منحصر است به دعا کردن در خلوات برای فرج ولیعصر عجلاللهتعالیفرجهالشریف. نه دعای همیشگی و لقلقه زبان و صِرف گفتن «عَجلْ فَرَجَهُ؛ در فرج او تعجیل فرما»، بلکه دعای با خلوص و صدق نیت و همراه با توبه.
?در محضر بهجت، ج۲، ص۳۴۷
مهم ترین قاعده ظهور
? زنى به خدمت امام صادق عليه السّلام رسيد و عرض كرد، پسرى دارم كه مدتى است به سفر رفته و سفرش طولانى شده و من مشتاق ديدارش هستم شما دعا كنيد برگردد.
امام عليه السّلام فرمود: صبر كن! زن چند روزى صبر كرد و بار دوم به حضور امام عليه السّلام رسيد. دوباره همان تقاضا را مطرح کرد. امام عليه السّلام باز هم او را دعوت به صبر کردند. چند روز گذشت. آن زن براى بار سوم خدمت امام عليه السّلام رسيد و عرضه داشت سفرش طولانى شده و من نگران او هستم.
آن حضرت فرمود: مگر تو را به صبر دعوت نكردم؟
عرض كرد: چقدر صبر كنم؟ دیگر صبری برایم نمانده!
حضرت فرمودند: به خانه برگرد، كه فرزندت را خواهی دید. آن زن به خانه بازگشت و دید فرزندش از سفر بازگشته. زن با خوشحالى به خدمت امام عليه السّلام رفت و عرض كرد: آيا پس از پيغمبر باز هم وحى نازل مى شود؟
فرمود وحى نازل نمىشود اما پيامبر فرمود: هر گاه صبر انسان تمام شود ، نوبت فرج مى شود و چون تو اظهار بى قرارى كردى، فهمیدم كه خدا فرج تو را با رسیدن فرزندت مى رساند.
? جاءَتِ امْرَأَةٌ إِلَى الصَّادِقِ ع فَقَالَتْ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ إِنَّ ابْنِي سَافَرَ عَنِّي وَ قَدْ طَالَتْ غَيْبَتُهُ وَ قَدِ اشْتَدَّ شَوْقِي إِلَيْهِ فَادْعُ اللَّهَ لِي فَقَالَ لَهَا عَلَيْكِ بِالصَّبْرِ فَمَضَتْ وَ أَخَذَتْ صَبْراً وَ اسْتَعْمَلَتْهُ ثُمَّ جَاءَتْ بَعْدَ ذَلِكَ فَشَكَتْ إِلَيْهِ فَقَالَ لَهَا عَلَيْكِ بِالصَّبْرِ فَاسْتَعْمَلَتْهُ ثُمَّ جَاءَتْ بَعْدَ ذَلِكَ فَشَكَتْ إِلَيْهِ طُولَ غَيْبَةِ ابْنِهَا فَقَالَ أَ لَمْ أَقُلْ لَكِ عَلَيْكِ بِالصَّبْرِ فَقَالَتْ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ كَمِ الصَّبْرُ فَوَ اللَّهِ لَقَدْ فَنِيَ الصَّبْرُ فَقَالَ ارْجِعِي إِلَى مَنْزِلِكِ تَجِدِي وَلَدَكِ قَدْ قَدِمَ مِنْ سَفَرِهِ فَمَضَتْ فَوَجَدَتْهُ قَدْ قَدِمَ مِنْ سَفَرِهِ فَأَتَتْ إِلَيْهِ فَقَالَتْ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ أَ وَحْيٌ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ قَالَ لَا وَ لَكِنَّهُ قَدْ قَالَ عِنْدَ فَنَاءِ الصَّبْرِ يَأْتِي الْفَرَجُ فَلَمَّا قُلْتِ قَدْ فَنِي الصَّبْرُ عَرَفْتُ أَنَّ اللَّهَ قَدْ فَرَّجَ عَنْكِ بِقُدُومِ وَلَدِكِ.
?إرشاد القلوب إلى الصواب (للديلمي)، ج1، ص: 150 ؛ وسائل الشيعة، ج15، ص: 264
? فرج ، دو گونه است: فرج شخصی و فرج عمومی. هر فرجی نیز وابسته به بی تابی و انقطاع است. اگر فرد به این بی قراری رسد ،با فرج شخصی قرارش می دهند و اگر جامعه قرار ملاقات می خواهد ، باید از صف انتظار بیرون زند و مصرانه در بکوبد.
تا وقتی چشم به دست این رییس خارجی و آن مدیر داخلی داریم ، تاب بازی کودکانه داریم. باید بی تاب شد ، بی تاب . این مهم ترین قاعده ظهور است.