گوش
شهادت امام رضا علیه السلام
شهادت امام رضا علیه السلام
اباصلت هروی از معاصران امام واز تاریخ نویسان یا از ناظران بر حوادث بوده وبا امام علیه السلام ارتباط نزدیک داشته است.
وی در پاسخ به احمد بن علی انصاری که از وی پرسیده بود:((چرا مامون با وجود انکه در بزرگداشت امام رضا واظهار محبت ودوستی به وی می کوشید واو رابه ولایتعهدی خود برگزید،راضی به کشتن آن حضرت شد؟))
میگو ید: مامون او را گرامی داشت،و به وی محبت می کرد چون به فضیلت او آگاه بود.وی ولایتعهدی را از پس خویش بدان حضرت اختصاص داد تا به مردم بنمایاند که امام رضا به دنیا رغبت دارد و بدین ترتیب جایگاه خود را در دل جان مردم از دست بدهد،اما چون امام رغبتی به دنیا نشان نداد واین امر جز به مراتب فضل وی در نزد مردم وارج او در دل وجان آنها نیفزود،متکلمان را از شهرهای گوناگون دعوت کرد بدین امید که یکی از آنها بر آن حضرت غلبه یابد واز منزلت وی در نزد علما بکاهد و در نتیجه مردم هم به ضعف وی پی ببرند .
اما آن حضرت با هر کس از یهود و نصاری ومجوس و صائبیان و برهماییان ودهریها ویا سایر فرق مسلمان که با وی مخالف بودند مناظره می کرد،همه را مغلوب می ساخت وبر آنها دلیل و حجّت می آورد تا آنجا که مردم می گفتند:به خدا او از مامون به خلافت سزاوار تر است.
خبر چینان هم سخن مردم را به گوش مامون می رساندند.وی از این بابت بسیار خشمگین می شد و حسادتش شدت می یافت. امام هم از گفتن حقیقت در حضور مامون پروا نداشت ودر بیشتر موارد به وی پاسخهایی می داد که او را خوس نمی آمد از این رو مامون خشمگین می شدوبه ان حضرت کینه می ورزید،اما کینه وخشم خود را نمایان نمی ساخت،اما هنگامی که درباره حضرت هیچ چاره ای نیافت،او را بادادن زهر به شهادت رساند.
—————–
کتاب زندگانی ثامن الائمه امام علی بن موسی رضا،محمد تقی مدرسی،ص70-71.
شهادت امام رضا علیه السلام
شهادت امام رضا علیه السلام
اباصلت هروی از معاصران امام واز تاریخ نویسان یا از ناظران بر حوادث بوده وبا امام علیه السلام ارتباط نزدیک داشته است.
وی در پاسخ به احمد بن علی انصاری که از وی پرسیده بود:((چرا مامون با وجود انکه در بزرگداشت امام رضا واظهار محبت ودوستی به وی می کوشید واو رابه ولایتعهدی خود برگزید،راضی به کشتن آن حضرت شد؟))
میگو ید: مامون او را گرامی داشت،و به وی محبت می کرد چون به فضیلت او آگاه بود.وی ولایتعهدی را از پس خویش بدان حضرت اختصاص داد تا به مردم بنمایاند که امام رضا به دنیا رغبت دارد و بدین ترتیب جایگاه خود را در دل جان مردم از دست بدهد،اما چون امام رغبتی به دنیا نشان نداد واین امر جز به مراتب فضل وی در نزد مردم وارج او در دل وجان آنها نیفزود،متکلمان را از شهرهای گوناگون دعوت کرد بدین امید که یکی از آنها بر آن حضرت غلبه یابد واز منزلت وی در نزد علما بکاهد و در نتیجه مردم هم به ضعف وی پی ببرند .
اما آن حضرت با هر کس از یهود و نصاری ومجوس و صائبیان و برهماییان ودهریها ویا سایر فرق مسلمان که با وی مخالف بودند مناظره می کرد،همه را مغلوب می ساخت وبر آنها دلیل و حجّت می آورد تا آنجا که مردم می گفتند:به خدا او از مامون به خلافت سزاوار تر است.
خبر چینان هم سخن مردم را به گوش مامون می رساندند.وی از این بابت بسیار خشمگین می شد و حسادتش شدت می یافت. امام هم از گفتن حقیقت در حضور مامون پروا نداشت ودر بیشتر موارد به وی پاسخهایی می داد که او را خوس نمی آمد از این رو مامون خشمگین می شدوبه ان حضرت کینه می ورزید،اما کینه وخشم خود را نمایان نمی ساخت،اما هنگامی که درباره حضرت هیچ چاره ای نیافت،او را بادادن زهر به شهادت رساند.
—————–
کتاب زندگانی ثامن الائمه امام علی بن موسی رضا،محمد تقی مدرسی،ص70-71.
شهادت امام رضا علیه السلام
اباصلت هروی از معاصران امام واز تاریخ نویسان یا از ناظران بر حوادث بوده وبا امام علیه السلام ارتباط نزدیک داشته است.
وی در پاسخ به احمد بن علی انصاری که از وی پرسیده بود:((چرا مامون با وجود انکه در بزرگداشت امام رضا واظهار محبت ودوستی به وی می کوشید واو رابه ولایتعهدی خود برگزید،راضی به کشتن آن حضرت شد؟))
میگو ید: مامون او را گرامی داشت،و به وی محبت می کرد چون به فضیلت او آگاه بود.وی ولایتعهدی را از پس خویش بدان حضرت اختصاص داد تا به مردم بنمایاند که امام رضا به دنیا رغبت دارد و بدین ترتیب جایگاه خود را در دل جان مردم از دست بدهد،اما چون امام رغبتی به دنیا نشان نداد واین امر جز به مراتب فضل وی در نزد مردم وارج او در دل وجان آنها نیفزود،متکلمان را از شهرهای گوناگون دعوت کرد بدین امید که یکی از آنها بر آن حضرت غلبه یابد واز منزلت وی در نزد علما بکاهد و در نتیجه مردم هم به ضعف وی پی ببرند .
اما آن حضرت با هر کس از یهود و نصاری ومجوس و صائبیان و برهماییان ودهریها ویا سایر فرق مسلمان که با وی مخالف بودند مناظره می کرد،همه را مغلوب می ساخت وبر آنها دلیل و حجّت می آورد تا آنجا که مردم می گفتند:به خدا او از مامون به خلافت سزاوار تر است.
خبر چینان هم سخن مردم را به گوش مامون می رساندند.وی از این بابت بسیار خشمگین می شد و حسادتش شدت می یافت. امام هم از گفتن حقیقت در حضور مامون پروا نداشت ودر بیشتر موارد به وی پاسخهایی می داد که او را خوس نمی آمد از این رو مامون خشمگین می شدوبه ان حضرت کینه می ورزید،اما کینه وخشم خود را نمایان نمی ساخت،اما هنگامی که درباره حضرت هیچ چاره ای نیافت،او را بادادن زهر به شهادت رساند.
—————–
کتاب زندگانی ثامن الائمه امام علی بن موسی رضا،محمد تقی مدرسی،ص۷۰-۷۱.
زیارت اربعین
قرنهاست که دوستان اهل بیت (ع) با تمسک به کاروان داغدیده اسیران کربلا زیارت اربعین امام حسین (ع) را به جا می آورند. اما در سالهای اخیر روح تازه ای در این زیارت پر فضیلت دمیده شده است و بر شکوه آن افزوده است. گو اینکه زیارتی که تا به حال بیشتر سلوک و همراهی فردی مردم با امام (ع) بود به مرحله ای جدید از جریان جمعی با محوریت محبت سید الشهداء (ع) رسیده است و مردم جهان با این پیاده روی به بلوغ یک جامعه آرمانی و ایمانی با محوریت امام (ع) نزدیکتر شده اند.
راهی طولانی برای رسیدن به این فضیلت بزرگ پیموده شده است. عاشورایی که در سال 61 به وقوع پیوست آغاز این راه بود. نهالی که در عاشورا کاشته شد امروز گل داده است و روزی عطر گلهای بیشمار این شجره طیبه همه جهان را پر خواهد کرد.
این روزها دورنمای اصلاحی که امام حسین (ع) با آن فداکاری بزرگ وعده آن را داده بودند بهتر می توان مشاهده نمود. می توان دید که خط سرخ عاشورا به خط سبز ظهور نزدیکتر شده است.
شکوهی که امروز در زیارت میلیونی اربعین دیده می شود بشارتی بزرگ است و نشانه آماده تر شدن مردم جهان برای دوران با شکوه ظهور مصلح کل، حضرت حجه بن الحسن(عج). نمایشی کوچک از همدلی و برادری و محبتی که پس از ظهور وعده آن را به ما داده اند را می توان در زائران اربعین مشاهده کرد. در این زیارت می توان به خوبی دید که مرزهای خود ساخته بشر مثل نژاد و قبیله و زبان و کشور از میان برداشته می شود. اینها همه به یاری خداوند ذائقه بشر را برای چشیدن طعم شیرین ظهور آماده خواهد کرد.